|
+
Deaf
|
میخواهم کمی ارام بگیرم قرص ارام بخش لطفا! پی نوشت: ای مثل من تک و تنها دستامو بگیر که عمر رفت همه چی تویی زمین و اسمون هیچ!
+
Deaf
|
اکنون که برای همیشه می روی فقط لحظه ای برگرد و به پشت سر خود نگاه کن تا ببینی به چه اندازه شکسته شده ام »» Mid Night
+
Reza
|
ذهنم به حالت راکد در نمی اید..
راکد که میدانی چیست... یعنی همان که باطله میگوید... "ذهن درگیر من اینروزها ، فکر مردن هم نمیکند"
+
Deaf
|
تقدیر اینگونه رقم می خورد تو باید از من جدا باشی »» Mid Night
+
Reza
|
حوصله ندارم! همین!
+
Deaf
|
خیره به چشمانم نشو دوست ندارم وابسته ی وجودم شوی زمان ماندن ، همیشگی نیست »» Mid Night
+
Reza
|
همه میگویند خدا بندگانش را... به راه راست هدایت میکند! فقط مانده ام صراط المستقیم خدا... چرا اینقدر پیچ دارد... هنوز یک متر بالا نرفته با کله سقوط میکنی؟
+
Deaf
|
چشمان تو چشمان من فقط گریه می خواهند برای همین است که خاموشم چون نه من در تو نه تو در من فقط میدانم یک وجب فاصله است بین من و تو »» Mid Night
+
Reza
|
پنج شنبه شب کابوس دیدم…: در خواب پیرزنی را دیدم که الهه مرگ بود پایین خانمان میماند… از کنارش هم که میگذشتم کاری نمیکرد از جایش تکان نمیخورد … فقط با قدمهایش درب خانمان را متر میکرد خیلی میترسیدم… هیچ احساسی در چشمانش نداشت و من از ترس با صدای بلند ذکر میگفتم با صدای بلند یالله میگفتم … از خواب پریدم… وقتی به زندگیم فکر کردم پشیمان شدم… یعنی میشود دوباره پیرزن را ببینم؟
+
Deaf
|
به تو از هر زاویه اخلاقی و رفتاری که نگاه میکنم
هیچ شباهتی به ادمیزاد نداری... بگمانم خدا در زمان خلق کردن تو سرش بسیار شلوغ بوده ...! که جای تو و یک الاغ را اشتباه کرده!
+
Deaf
|
زندگی کردن با تو به چه درد من میخوره؟. نه خداییش به چه درد من میخوره...؟ تا بحال به این موضوع فکر نکرده بودم... یعنی کرده بودما ،اما از یک زاویه دیگه... حالا زاویش را تغییر دادم.... و میبینم ... تو فقط بلدی مرا به ــــا ببری..... فقط!
+
Deaf
|
روز اول گفتم من زود سیر میشم هی گفتم زود سیر میشم هی گفتم زود عوض[ی] میشم هی گفتم زود تغیبر میکنم هی گفتم شَرَم... هی گفتم بد جنسم هی گفتم زود فراموش میکنم هی گفتم بی وفایم ... هی گفتم ... هی گفتم... گفتم... گفتم ... اما کو گوش شنوا...؟ حالا بکش.... وقتی میگم : دیگه دوستت ندارم...! یعنی دوستت ندارم! دیگه ولی و اگر و اما ندارد... همینی که هست!
+
Deaf
|
اینروزها خام حرفهایت نمیشوم... دیگر یک گوشم دَرَست... و... گوش دیگرم دروازه! حالا تا صبح کنارم بنشین و حرفهای عاشقانه بزن... من هم میروم... تا در زیر نور ماهِ کوچه علی چپ... حرفهایت را تجزیه تحلیل کنم!
+
Deaf
|
اینقدر دوست دارم دستانم را دور گردنت بندازم و انقدر گلویت را فشار دهم تا صورتت هم رنگ چشمانت شود...!
+
Deaf
|
احساساتم فواره نفرت است و دلم فواره عشق دل و احساسم جداست
+
Deaf
|
عکس یادگاریت را در جلو چشمانم گذاشتم... از نگاه کردن به آن بیزارم... بیزار
+
Deaf
|
دیگر به اینجایم رسیده .... نه اینجایم... نه...یکم بالا تر... اصلن اینجایم... میدانی ... از پُری خالیم
+
Deaf
|
این وبلاگ را به افتخار حماقتم ساختم به افتخارذهنی که دیگر خالیست!
+
Deaf
|
|